تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


عشق وطن پیرم که دی بیو ورگردیم


    kimiaمو کُرُم ،کُر کَمَرُم . برنو وَکولُم دی بیو وَرگَردیم

    مو بَچَی نذر ونیاز وشال سُوزُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی گالَ و لیکَ ،کِل و بُنگُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی دار بَلی بُن کَلَخُنگُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی کِهلَ وکَوگ،پوسپُر وَدَسُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی چَویل ولیزَک، بَچَی کِهلَل بلندُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی مَه وستارهَ بَچَی بُنگ غُروسُم نیتَرُم دَ ویچُو وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
    مو زیلوم خاکِ خُیا بی ،بَهلِشتُم سنگ بَردهَر، نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
    مو جَیُم سلطان محمود شاه ،یادگار وطَنُم سنگ مَزارُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی لیرویَل و  هِزیم میونَه ،برموگَه یا کَلِ تیتُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
    مو بَچَی اوسَه و داسُم ،روزیمهَ وَ خُیا خاسُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم

     تاکَ تاکَ تیشَه وجِرَجِر هیمَه دی بلال ای دِلَم

    دی بلال ای دِلُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم .دی بیو وَرگَردیم

     

    شعر از سید محمود کریمی زاده

    نظر از سادات بیدک که اگر خودشون را معرفی کنند خیلی بهتره

    باسلام و تشکر از سایت جالب و خوبتان
    شعر سید محود خیلی خوب حرف دل ما را زد با تشکر از ایشان و آفرین بر طبع زیبایشان
    اما بازگشت تنها بازگشت فاصله ها نیست باید رجعتی از نوع دل داشت نه گل
    متشکرم


    منو .باو. ما
    گر اهل خیالی وتنهایی گر کودکیت را یادی وبا حالی
    بسم الله
    شبی به خیالم در این غربت دور سفر کرده بودم به هوای کودکیم
    به دور ترین دور تو می آیم اما کودکیم را هرگز . می گزارم ونمی ایم
    شبی که به اشتباه قهرم گرفته بود به خورشیدوماه
    بهانه بود نازم گرفته بود به با وما
    آنچه آبشار دیده ام را به اطراف خمیده بود قوس وقزه نبود
    پوست زبر وخشن بلوط کهنسال نبود
    سنگ زبر وخشن زیر گونه ها یم نبود
    پس چه بود بگویم
    بگو
    دستان گرم وبا صلابت پینه بسته بایی بیش نبود
    دوباره بگویم
    آنچه بین دوابرویم را نشانه رفته بود وتا عمق جانم نفوذ کرده بود
    گرز گران اسفندیار نبود
    تیر فرو رفته در قلب سهراب نبود
    پس چه بود باز بگویم
    لبهای ترک خورده مایی بیش نبود
    کاش دوباره شبی قهرم بگیردو بهانه ای برای ناز کردنم باشد
    اما صد افسوس که عمرم از 4به40رسیدو سایه سری نیست که وقت ناز کردنم باشد
    (خدا یکی دین یکی پدر یکی ومادر یکی پس ممنون خدا ودست بوس با وما)



    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : وَرگَردیم ,بَچَی ,وَیسُم ,نیتَرُم ,نبود ,ویچوُ ,ویچوُ وَیسُم ,کردنم باشد ,
    عشق وطن پیرم که دی بیو ورگردیم

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 4 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر